جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

561

تحفة الملوك ( فارسى )

شهويه است كه حقيقت معنى عفّت آن است ، پس در حقيقت هيچ كدام از اين‌ها عفيف نيستند ؛ به جهت آن‌كه حقيقت عفّت آن است كه قوّهء شهويّه تابع قوّهء عاقله و نفس ناطقه باشد و اعمال و حركات آن به امر و اشارهء آن و به قدر ضرورت و كفايت و به جهت حاجت بقا شخص و نوع انسانى باشد و باعث بر ايثار اين فضيلت ايضا همين معنى باشد نه غرضى ديگر و هم‌چنين عمل اسخيا صادر مىشود از كسانى كه حقيقت سخاوت از ايشان منتفى است ؛ چون‌كه حقيقت سخاوت آن است كه باعث بر بذل نمودن مال همان جميل بودن فضيلت صفت بذل و متشبّه و متقرّب شدن اين كس به جواد و فيّاض اول باشد نه غرضى ديگر مثل ريا و شهرت و قرب سلاطين و لجاج و ايذا و دفع الم و ضرر از نفس و مال و عرض و حرم و امثال اين اغراض كه در نفوس اكثر فريفتگان لذّات و شهوات وهميّه است و يا طمع‌داران در ارباح متضاعفه است مثل تاجران و امثال ايشان ، پس سبب بذل نمودن اين طوايف اموال را و صدور يافتن عمل اسخيا از ايشان با طبيعت حرص و شره و يا طبيعت ريا و لاف زدن و امثال اين‌ها است و گروهى ديگر ايضا مىباشند كه بذل ايشان بر سبيل تبذير و تضييع نمودن مال است نه به واسطهء غرضى از اغراض بلكه به سبب قلّت معرفت ايشان است به قدر مال و نفهميدن عسر مداخل و صعوبت تحصيل آن را چنان‌كه حال اكثر ميراث‌برندگان و بىمبالاتان در وجوه مكاسب است با آن‌كه قدر مال به غايت عزيز است ؛ چون‌كه آلت تدبير معاش و وسيلهء رسيدن به فوز و سعادت معاد است و كسب نمودن آن از وجوه جميله بسيار متعسّر است و مكاسب جميله بسيار كم و نادر است و سلوك طريق آن بر احرار بسيار مشكل است . و حكما گفته‌اند كه مال را مخرج سهل بود و مدخل صعب و تمثيل مدخل و مخرج آن را ببردن سنگى گران بر كوهى بلند و عالى و انداختن آن سنگ را از كوه به پايين زده‌اند ؛ چون‌كه تحصيل نمودن مال در دشوارى مثل بردن سنگ گرانى است بر فراز كوه بلندى و خرج نمودن آن را در آسانى مثل انداختن آن سنگ است از آن كوه به پايين و از اين سبب است كه بيشتر كسانى كه صاحب مبالاتند و به حريّت آراسته مىباشند و در مال كم‌بهره و بىنصيب مىباشند و از بخت و روزگار شكايت